بایاداو...
موضوع انشا: کارهای دولتی چگونه پیش می رود؟
یه روز خوب افتابی کله سحر تو اداره ...
رییس کوچک: اینترنت دانشکده گنبد کاووس قطع شده. ارش بدو گنبد ببین چشه؟![]()
آرش: چشم
( این شکلک واسه اینه که در هر صورت سفر رو دوست دارم)![]()
- الو نقلیه یه ماشین واسه گنبد پلیز ... چی؟ بله بله ...هماهنگی از ۴۸ ساعت قبل؟ آخه یهویی اتفاق افتاد ... یعنی چه شما مسیول نیستن؟
بابا انترنت واسه قطع شدن هماهنگی نکرده که ... یه دفه قطع شد ... جان؟ باید پیش بینی می کردیم؟ بله ممنون از راهنماییه فنی![]()
- مهندس(رییس کوچک!) میگن ماشین ندارن باید هماهنگ می کردین!!!
- بگو ماشین حوزه ... رو بفرستن( ماشین تحت اختیار رییس بزرگ!!!)
- الو حوزه ...( رییس بزرگ!) ماشین حوزه رو می خوایم واسه گنبد ... نمیشه؟ چرا آخه این ماشین واسه همین چیزاست دیگه ... جان؟کی؟ من حرف زیادی می زنم؟
چشم غلط کردم ...
- الو سلام رفیق( رییس دفتر رییس بزرگ!) ماشین حوزه کجاست؟ اینجاست؟ پس چرا رییس نمیدش برم گنبد؟ ها...؟ درست دخترشو ظهر از مدرسه بر می گردونه خونه؟ صحیح ببخشید ...
-الو امور اداری؟ بله بله می دونم گنبد قطعه ...چرا کاری نمی کنم؟
پدر جان من اول باید برسم گنبد ...
نه نقلیه ماشین نداره ... نه نه ماشین حوزه هم در اختیار رییس بزرگه کار داره ... صبر کنم؟ باشه ...
خلاصه ...
ادامه همون روز خوب آفتابی ۵ ساعت بعد از کله سحر! در جاده گرگان گنبد می ریم به سمت گنبد ...
ماشین اجاره ای خوب و راننده عالیه ولی اینا تازه اول مکافاته ...
دردسر اصلی وقتی بود که رسیدی گنبد!!!![]()
فعلا ...
دوستون دارم اندازه سمبوسه داغ با سس فراوون...![]()