تبليغاتX
آرش از گرگان
همه چی از همه جا

بایاداو...

چند وقت پیش مشاهدات جالبی داشتم که دوست دارم شما هم در آن سهیم شین!!!

در حال ور رفتن با کامپیوتر عزیزم بودم که ناگهان زن داداش با حال کلافه! فتول( فتول نام مستعار شروین برادرزاده گوگولیه من می باشد  که در اون موقع ۶ ماهش بود الان ۸ماهست!) رو در حال غر غر کردن و بی قراری بود آورد پیشم تا یه کم با عموجونش صفا کنه!!! من هم که می دونستم نشستن در جلو مانیتور واسه نوزادان ضرر داره مانیتور رو عقب کشیدم و در حالی که فتول رو زانوم با کنجکاوی نگاه می کرد به کارم ادامه دادم بعد از چند لحظه سکوت غیر طبیعیه فتول توجهم رو جلب کرد نگاهش کردم دیدم به دقت حرکات منو دنیال می کنه!و این شکلی شده---> ! واسش یه آهنگ گذاشتم و رقص نور مدیا پلیر رو رشن کردم که دیگه کاملا توجهش به صدا و حرکات نور جلب شد... بعد با صفحه کلید شروع به باز و بسته کردن پنجره ها کردم. دقیقا ۵ دقیقه بعد یهویی دستاشو آورد جلو و صفحه کلید رو سریع کشید و دو دستی با شدت هرچه تمومتر بامبی کوبید تو سر صفحه کلید بینوا!!! اول فکر کردم که ازون بازیای همیشگیشه که دوست داره شلاپ و شلوپ تو سر این و اون بکوبه ولی بعد دیدم که بعد از هر بار زدن صفحه کلید چند ثانیه با دقت مانیتور رو دید می زنه!!! و چون تغییری نمی بینه دوباره با شدت بیشتری می کوبه رو صفحه. منم یواشکی با موس شروع به باز و بسته کردن پنجره ها کردم این دفعه وقتی دید تایپش!!! جواب داده و صفحه مانیتور تغیییر کرده جیغی از سر ذوق کشید و با پشتکار بیشتری به کارش( داغون کردن صفحه کلید من!!!) ادامه داد من هم دیگه جرات نداشتم چیزی بگم چون در همین حین مامانش سر رسید با دیدن اون وضعیت هی قربون صدقه فتول می رفت و تشویقش میکرد!!!

این بود اولین بر خورد فتول با کامپیوتر نازنین من!!!( نمی دونم چرا ازون به بعد صفحه کلیدم عبری! تایپ می کنه!!!)

چیزی که واسه من تعجب آور بود سرعت انتقال این این فینگیلی و این که چقدر راحت با کامپیوتر ارتباط بر قرار کرد!!! خدا عاقبت ما رو در آینده با این نینی دیجیتالیها بخیر کنه!!! 

 

 

راستی خبر دارین عید شده؟

دوستون دارم اندازه نینیه!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 9:6  توسط آرش  |